روحي اين شرح غمت با چه كسي مي گويي
گوش خوبان همه پر از غزل افلاكست
قاصدك هان!خبري آوردي؟
مينگاهم برخود ،مينگارم اينجا من ...روحی... متولد همدان ، وشايد هيچ ، دوستدار خيلي چيزها و شايد همه ، خصوصا عشقي جاودان كه براي هميشه منتظرش خواهم ماند ، آرامشي كه روزي از همين شبها گمش كردم ، شاگردي ، آواز و تار و موسیقی ، شعر و ادبيات ، مطالعه ، نجوم ، قاصدك ، زيبايي ، شيدايي ، تنهايي و نفسي عطر خوش اوج وجود و اگر همنفسي/ كاشم بود -------راستي همنفس عزیزم هر چه مي خواهي از اين خط خطی های بي بها ، بي نام و بي صدا، بردار و با خود ببر هر چه دورتر بهتر ،ا گر ملامت شدي بگو ديوانه اي فرياد ميزد و ميرفت ! و آنگاه بدست باد بسپار شايد نسيم آنجا اشتباها با وفا باشد
ما چون دو دريچه روبروي هم
mrygod
رفته بر باد مانده در ياد
شهریور ۸٩
همرازان
تصويري خيالي از زمان..؟
خرداد ۸٩
تیر ۸۸
اسفند ۸٧
تیر ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
اسفند ۸٥
بوي جوي موليان آيد همي
سيد مهدی موسوی
گذشته ها گذشته
تورج بخشايشی
غروب ممنوع !
بركه مهتاب
هيچکس
همی گویم و گفته ام بارها
خوبی و زیبایی
تلخ ترین شبهای عمرم
آغازی دوباره با مادر
ایمان نیاوریم به آغاز فصل سرد!
روزهایی در غبار
قاصد روزان ابری ، داروک ، کی می رسد باران؟
مدتی میروم و...
پرنده هم رفت اما من هنوز پرواز را فراموش میکنم
شنیده بودم پرستوهای مهاجر روزی می روند اما نه اینقدر ت ن ه ا و دردناک
زمستان خواهد امد و من خواهم رفت
تا مرگ
یک شب از برم دل کند و....
آمده ام
خدايگان
قول عاشقانه
جور زمان
نمره ۸
افسرده مباش
اميد من
عشق حقيقي
شب عاشقي
به نام تو
